زندگینامه | آلبوم‌ها | عکس‌ها | شعرها | موسیقی | گفتگو، نقد و نظر | تماس | وبلاگ رسمی

 شعرها...  

•   غروب است و لب دریا، بیا بنگر جنونش را
•   آن مهربان که لطفی شاهانه کرد دل را
•   «اشهد انّ» عشق تو، کشت مرا کشت مرا!
•   این خنده که بر لب بهار است
•   تو چون با منی، دو جهان با من است
•   جانب دريا شدنم آرزوست
•   این نعمت حضور تو، بر من تمام باد
•   با تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذر خواهم کرد
•   رفت آن که روشنایی چشمان صبح بود
•   اولین قصّه‌ی منظومه‌ی خورشید آن بود
•   این درختان را چو من گر پای تن در گل نبود
•   آن نگاری که مرا عمر دگر داد که بود؟
•   گر پرده‌ی ساز بین ما پرده شود
•   ای خوش دلی، که عاشق و بی‌تاب می‌شود
•   چه گلرنگ و پر از قند، از این لب چو بنوشید
•   درآييد درآييد از آن خانه درآييد
•   خاك خواهم شد به راهت اي نگار
•   پاسی از شب گذشته‌است ای یار!
•   ای زهره‌ی خوب نغمه‌پرداز!
•   چه خندانم چه خندانم من امروز!
•   ای خامشان ای خامشان من تحفه ها آورده‌ام
•   چشم در چشم خمارت دوختم
•   خود را به خفتن می زنی، وقتی صدایت می‌زنم
•   می‌نشیند سخنت در دل و جانم چه کنم
•   به خدا میل ندارم که بجز روی تو بینم
•   آن آفتاب مهربان، کرده دلم را میهمان
•   باز بخوان باز بخوان، از لب آن ساز بخوان
•   رنگ رخساره نبینی و ندانی ز نهان
•   ای آنکه زنده از نفس توست جان من
•   باز چه کرده‌ای تو با جان و دل و روان من!
•   شد ز دیدار یار تازه‌ی من
•   تو رفته‌ای و حضور تو با منست، ببین
•   شب است و در دل این تیرگی چراغی کو؟
•   نگاه کن به جنین «جنین» و زادن او
•   می‌دانم ای مسافر هم خسته‌ای و مانده
•   تو قفل تن شکسته‌ای، درون جان نشسته‌ای!
•   ای تو جان نوبهاران، خوش رسیدی، خوش رسیدی!
•   گفتمت: مثل جویبارانی
•   مگر ز کوی شهیدانِ عشق می‌آیی